مؤلف مجهول
31
تاريخ سيستان
[ و خمسمائة ] و تسعين الفا و سبعة الف درهم [ 1 ] ، زين جمله دو بار هزار هزار درم سلطان را بودى ، ديگر برين جمله كه تفصيل [ 2 ] بدان ناطق است به كار بردندى تا مردمان به درد سر نبودندى [ و ] بقسّامات و حشرها و شغلهاء خويش پرداخته بودندى ، اوّل راست كردن تيموق [ 3 ] از بيت المال بودى ، هر چند شدى ، از جمله دو بار هزار هزار درم ببايستى داد هر سالى ، اما آنچه از جملهء ديگر مال بايستى كرد عامل و والى [ را ] ، راست كردن [ 4 ] باره را هر سال اثنا عشر الف درهم ، و راست كردن كورها [ 5 ] اربعة آلاف درهم ، و راست
--> [ 1 ] احياء صفحهء 9 : اما خراج سيستان در زمان ملك اعظم ملك قطب الدين ثالث كه در عهد او ميرزا شاهرخ . . . بندها را خراب نمود و سيستان را خراب ساخت ، مبلغ 8512000 درم بود كه هر درم يك مثقال نقره است . [ 2 ] در نسخهء اصل تفضيل هم خوانده مىشود . [ 3 ] معنى اين كلمه معلوم نشد . احياء ورق 9 : و دو هزار هزار و پانصد هزار درم و دوازده هزار درم بسپاهيان دادى . . . [ 4 ] راست كردن و راست شدن و راست داشتن . اين فعل درين كتاب در موارد عديده با تعبيرات مختلفه اش استعمال شده و در اينجا بمعنى آبادى و مرمّت كردن بارهء شهر است . [ 5 ] كوره بضم اول و فتح ثالث ، زمينى را گويند كه آن را سيلاب كنده باشد و بدان سبب گودها در آن بهم رسيده و پر گل و لاى باشد ( برهان ) مقصود اصلاح خرابيهائى است كه از سيل و جريان رودخانه در اراضى مزروع پيدا شده است .